مزایای دواپس چیست؟ چرا DevOps تا این اندازه اهمیت دارد؟

هدف مشترک هر کسب و کار، موفقیت تجاری است. تولید محصولات یا خدمات عالی که مشتری عاشق آن بشود منجر به درآمدزایی و سودآوری می شود. در سازمانی که افراد و دپارتمان های مختلف آن به درستی با یکدیگر تعامل ندارند، هزینه های سربار کارها زیاد شده و در نهایت به کسب و کار لطمه می زند.
اتهام به دیگر واحد ها و نادیده گرفتن چالش هایی که با آن درگیر هستند، یه هیچ وجه سازنده و مفید نیست. اگر افراد و تیم ها تعامل سازنده ای با هم نداشته باشند، فاصله ی بین آن ها به مرور بیشتر می شود و این به معنی تحمیل خسارت و زیان به سازمان و کسب و کار است.
در شرایطی که فشار سهامداران برای افزایش کیفیت و پایداری محصولات و کوتاه تر کردن زمان تولید و ارائه به بازار بیشتر از همیشه شده است، اهمیت برقراری ارتباط با یک زبان مشترک بین تیم ها و افراد بیشتر از همیشه شده است.
اگر شما یک مدیر یا کارشناس IT هستید و در حال حاضر از مزایای دواپس بهره نمی برید، توصیه من این است که در رویکرد خود یک بازنگری کلی داشته باشید، در ادامه علت این توصیه را توضیح خواهم داد …

در مطالب قبلی راجع به مفهوم DevOps صحبت کردیم (اینجا و اینجا). همچنین راجع به چارچوب CALMS در دواپس نوشتیم و در جایی دیگر راجع به کج فهمی هایی که در باره DevOps وجود دارد صحبت شد. در ادامه ی این سری مطالب قصد داریم راجع به اهمیت دواپس و مزایای دواپس بنویسیم. لطفا با ما همراه باشید.

چرا دِوآپس تا این اندازه اهمیت دارد؟

1. همه ما با چالش هایی مواجه هستیم، با همکاری هم آن ها را رفع کنیم[عکس همکاری]

هر شخص یا هر تیم مستقل، چه توسعه دهنده باشد، چه تیم عملیات، تضمین کیفیت یا تیم پشتیبانی، روزانه با چالش هایی مواجه می شوند. این چالش ها بر کسب و کار تاثیر گزارند، و حادثه ای در یک بخش می تواند در سایر بخش ها طنین انداز شود.

فارغ از اینکه چه کسی مسوول و پاسخگوی آن است، اما مشکل باید برطرف شود. سرزنش و گرفتن انگشت اشاره به سمت دیگران کمکی به حل مشکل نمی کند، و باید از زمان و منابع موجود برای حل مشکل کمال استفاده را کرد. بدون همکاری، فرایند حل مشکل طولانی تر می شود و می تواند منجر به پیدایش مشکلات دیگری هم شود که بلافاصله نمایان نمی شود.

همکاری با یکدیگر در سایه ی ارتباط موثر به شما اجازه می دهد که راه کارهایی را ایجاد کنید که بتواند از حادثه های مشابه در آینده جلوگیری کند.

2. بهبود سرعت ارائه به بازار | Improve Speed to Market

Speed to Market

با بهبود سرعت رسیدن به بازار می توانید مزیت رقابتی در بازاری را بدست آورید که نرم افزارها در آن عمر کمی دارند و خیلی زود به زود کهنه می شوند.

معرفی یک راهکار DevOps شما را قادر می سازد تا در یک دوره زمانی کوتاهتر از روش سنتی از یک مفهوم اولیه به یک محصول قابل قبول برسید. همچنین شما فرصت خواهید داشت منابع را زودتر آزاد کنید و بر بهبود نرم افزار و زیرساخت ها تمرکز کنید. به این معنی که شما با تحویل سریعتر ویژگی ها و قابلیت های جدید نرم افزاری می توانید رقبای خود را پشت سر بگزارید.

3. یکپارچه سازی و تحویل مستمر | CI / CD

Continuous Integration and Delivery

یکپارچه سازی مستمر فرایندی است که در آن توسعه دهندگان می توانند به طور مستمر کارهای خود را با هم یکپارچه کنند. (اطلاعات بیشتر: Continuous Integration). استفاده از یک فرایند بیلد اتوماتیک به همراه اجرای تست های اتوماتیک، ما را قادر می سازد که با هر تغییر در کد، از تاثیرات منفی احتمالی آن تغییر بر کل نرم افزار مطلع شویم.

تحویل مستمر رویکردی در مهندسی نرم افزار است که تیم ها را قادر می سازد نرم افزار تولید شده را به روشی سریع و مطمئن برای انتشار و تحویل آماده کنند. این فرایند از لحظه اضافه شدن یا تغییر کد در source control شروع می شود و شامل بیلد، تست، پیکربندی و انتشار می شود. (اطلاعات بیشتر: Continuous Delivery).

فرایند های CI و CD توسعه دهندگان را قادر می سازد تا مشکلات را هر چه سریعتر شناسایی و رفع کنند. شناسایی سریع مشکلات به معنی پیچیدگی کمتر و نیاز به کار کمتر برای رفع آن و فرایند دیباگ است. از ابزارهای رایجی که برای انجام عملیات CI و CD وجود دارند می توان به Jenkins، Team City و TFS یا Team Foundation Server اشاره کرد.

بنا به گزارش سالانه Puppet Labs در سال 2014، سازمان های فناوری اطلاعات با کارایی بالا که از روش های DevOps استفاده می کنند، بسیار چابک تر و قابل اطمینان تر از رقیبان خود هستند. گزارش سال 2015 همین موسسه نشان می دهد که روش های دوآپس و فرهنگ دوآپس سازمان ها را قادر می کند که بتوانند اپلیکیشن های خود را 30 برابر بیشتر منتشر کنند، همچنین زمان اعمال یک تغییر یا رفع یک مشکل 200 برابر سریعتر از سایر سازمان ها باشد. در چنین سازمانی بهره وری و تولید محصولات بهتر نرم افزاری، بارها بیشتر از سایر سازمان ها است.

ارزش این ابزارها و روش ها نه تنها در کسب و کار و کارایی محصولات است، بلکه تاثیر مثبتی در روحیه کارکنان آن سازمان دارد. در چنین شرایطی علاوه بر راحت تر شدن کارهای تکراری و خسته کننده، اجازه بروز خلاقیت های فردی نیز بیشتر خواهد شد.

4. محیط های عملیاتی پایدار تر | More Stable Operating Environment

Stability

به طور سنتی، نگهداری از سرورها و سخت افزارها و محیط های عملیاتی، بر عهده ی تیم IT Operation (عملیات) و افرادی که آن ها را با نام System Administrators می شناسیم بوده است.

کار کردن به عنوان یک تیم واحد با اعضای چند-عملکردی (cross-functional) شامل مدیران پایگاه داده (DBAs)، تحلیلگران کسب و کار، توسعه دهندگان، تضمین کنندگان کیفیت، و مهندسان عملیاتی و مهندسان DevOps، مزایای بسیاری را به همراه می آورد.

یک تیم به وسیله DevOps، علاوه بر عملکردها (functionality) به پایداری (stability) هم اهمیت می دهد. هر یک از اعضای تیم خود را مالک و مسوول اهداف کسب و کار می داند. تناوب و تکرار انتشارها، تغییرات کوچک، و ابزارهای پایش مانند New-Relic و Boundary به پیشرفت و بهبود محیط های عملیاتی، زیرساخت ها و پایداری سورس-کد ها کمک می کنند.

یکی از سنجه های ویژه در اهمیت به پایداری، تناوب و تکرار انتشارها است. دِوآپس، به مهندسان این امکان را می دهد که بتوانند سریعتر عیب یابی کنند و خطاها را برطرف کنند. این دسته از تمرین ها باعث کاهش شاخص MTTR  می شوند. Mean-Time-To-Recover یک متریک بسیار مهم به این معنی است که نشان می دهد سرعت برگشت به وضعیت پایدار در زمان وقوع یک حادثه چقدر است. بنابراین بعد از یک failure در زیرساخت، بسیار سریعتر می توان پایدار را به سرویس بازگرداند.

نرم افزارهای مانیتورینگ اپلیکیشن ها و سرورها مانند New Relic و Boundary با فراهم کردن دسترسی مهندسان به اطلاعات حیاتی نرم افزار و محیط عملیاتی، به شناسایی خطاها کمک می کنند تا پایداری را حفظ کنند.

ترکیب همه ی این ابزارها و به-روش ها (Best Practices) همراه با خودکارسازی (automation) به تیم های DevOps اجازه می دهند تا پایداری کلی سرویس را بهبود ببخشند و خرابی های بحرانی زیرساختی را کاهش دهند. علاوه بر این، آن ها را قادر می سازد تا در آن هنگام سریعتر و چابک تر رفتار کنند.

5. تعمیرات سریعتر و آسان تر | Faster and Easier Fixes

Faster and Easier Fixes
ماهیت سریع و چابک تیم های DevOps تیم ها را قادر می سازد تا قابلیت های جدید را در قالب گسترش‌های کوچک تر و ماژولارتر معرفی کنند. از آنجا که این استقرارها بیشتر هدفمند و ایزوله هستند، شناسایی باگ ها آسانتر است، رفع آن ها سریع تر انجام می گیرد و پیاده سازی آن ها نیز آسان است. فقط لازم است که تیم ها آخرین تغییراتی کد را مجددا بررسی کنند تا بتوانند مشکلات را رفع کنند.

این رویکرد مزایای قابل توجهی هم برای کسب و کارها دارد. امکان رفع سریع تر خطاها باعث رضایت مشتریان شده و منابع ارزشمند را آزاد می کند و می توان این منابع را بر اعمال دیگری مثل طراحی، توسعه و استقرار عملکردهای و ویژگی های جدید متمرکز کرد. استفاده ترکیبی از سیستم های کنترل نسخه(Version-Control)، یکپارچه سازی مستمر (Continuous-Integration)، ابزارهای استقرار خودکار (Deployment-Automation-Tools) و توسعه مبتنی بر تست (TDD) به تیم های DevOps این امکان را داده است که تغییرات را در بخش های کوچکتر و به صورت افزایشی (incremental) اعمال کنند.
به دلیل این پیاده سازی های ماژولارتر، تیم های DevOps می توانند زودتر مشکلات مربوط به پیکربندی، کدهای اپلیکیشن و زیرساخت را کشف کنند؛ زیرا بعد از اتمام کدنویسی، مسئولیت به تیم دیگری محول نمی شود.
به دلیل اعمال تغییرات به صورت کوچکتر و تدریجی، مشکلات، پیچیدگی کمتری داشته و تصمیم گیری برای رعفع آن ها سریع تر انجام می شود زیرا مسئولیت خطایابی و رفع مشکلات فقط متوجه یک تیم خاص می شود.
گزارش State of DevOps که هر ساله توسط Puppet Labs منتشر می شود، در سال 2015 نشان می دهد که، شرکت های IT با عملکرد و بهره وری بالاتر نسبت به رقبای خود با عملکرد ضعیف تر، بعد از fail شدن، 168 بار سریع تر قادر به جبران آن و بهبود وضهیت هستند.

6. تجزیه سیلوهای کاری | Breaking Down Silos

تجزیه سیلوهای کاری
با ترکیب چندین تیم و رشته به صورت یک تیم DevOps ناب و معتدل که مجموعه مهارت هایی با عملکرد متقابل داشته و به صورت کارآمد و موثر با هم ارتباط برقرار می کنند، شما به صورت خودکار انباره های سنتی را که به دلیل چند قسمتی شدن بوجود آمده اند را در هم شکسته و تجزیه می کنید. به این ترتیب دیگر هیچ کدام از متخصصین عامل شکست نخواهند بود. همه افراد تیم مسئولیت رسیدن به اهداف کاری را بر عهده می گیرند و به دلیل ماهیت مشارکتی DevOps اعضای تیم می توانند چندین چالش در حوزه های مختلف عملیاتی و توسعه را به عهده بگیرند. البته این رویکرد مزایای زیادی برای یک سازمان دارد و تیم ها را قادر می کند که اعمال را به سرعت و به صورت موثر انجام داده و در عین حال کیفیت و ثبات را حفظ کنند.

7. صرفه جویی هزینه ها و منابع | Resource & Cost Reduction

[عکس کاهش هزینه ها]
با پیاده سازی یک رویکرد DevOps می توانید هزینه ها و منابع مورد نیاز در پیاده سازی های سنتی IT را کاهش دهید. IT به صورت سنتی به عنوان یک مرکز ایجاد هزینه تلقی می شد اما پیاده سازی DevOps نشان داد که این رویکرد ارزش های کاری واقعی ایجاد می کند. وقتی از رویکردهای مدیریت ناب و ارائه مستمر استفاده می کنید، نتایج کیفی بالاتر و طول چرخه ها کوتاه تر می شود و در نهایت هزینه ها نیز کاهش می یابند. این رویکرد به کاهش منابع مورد نیاز از نظر سخت افزار و نیروی انسانی نیز ادامه می دهد. یک معماری ماژولار از اجزایی تشکیل شده که بخوبی بسته بندی شده و ارتباط کمی با هم دارند و به سازمان ها اجازه می دهد که از رایانش ابری به صورت موثر و کارآمد استفاده کنند.
رایانش ابری از طریق استفاده از فرایندهای خودکار و طراحی قوی، سرویس ها و محصولاتی را فراهم کرده که توانایی تطبیق با نیازهای مشاغل را دارند. مزایای رایانش ابری بی شمار هستند و همه این مزایا به کاهش هزینه ها کمک می کنند. هر چند DevOps و رایانش ابری نه متقابلا منحصربفرد و نه مستقیم به هم مرتبط هستند، اما در صورتیکه با هم ترکیب شوند یکدیگر را تقویت می کنند.
انعطاف پذیری ایجاد شده توسط فناوری ابری، تیم های DevOps را قادر به تامین سریع تر نیازهای مشاغل و مشتریان می کند. اگر نیاز به منابع بیشتر یا یک دیتابیس جدید و یا سرورهای تعادل بار باشد، فناوری ابری امکان تحویل خودکار این نیازها را در عرض چند دقیقه فراهم می کند.
همچنین سرویس های رایانش ابری در مواقع بازیابی از حادثه کمک کننده هستند؛ زیرا بیشتر مشکلات توسط ارائه دهنده سرویس مدیریت می شوند.
همچنین، بروزرسانی های خودکار نرم افزار و زیرساخت، که به صورت سنتی درخانه انجام می شد، به ارائه دهندگان ابری محول می شود. در نتیجه زمان و منابع مورد نیاز در قسمت‌های دیگر آزاد می شود.
مزایای دیگری که به کاهش الزامات مربوط به هزینه ها و منابع کمک می کنند، عبارتند از: حداقل شدن هزینه های شروع و هزینه های عملیاتی انجام پروژه، افزایش مشارکت، افزایش دسترس پذیری و دسترسی به داده ها و بهبود امنیت.

8. افزایش کارایی | Increased Performance

[عکس افزایش کارایی]
در محیط های سنتی IT، زمان و منابع زیادی به هدر می روند. معمولاً برای انتظار جهت تکمیل کارها توسط دیگران یا حل چندین باره‌ی یک مشکل، زمان زیادی هدر می رود و این امر باعث سرخوردگی و ایجاد هزینه های مالی می شود.

محیط های تولیدی استاندارد و ابزارهای اتوماسیون می توانند به پیش بینی پذیر شدن استقرارها و تحویل محصولات کمک کنند. این فرایندها، افراد را از انجام کارهای روتین رها کرده و به آن ها اجازه می دهد که بر جنبه های خلاقانه تر نقش شان متمرکز شده، برای کسب و کار ارزش بیشتری ایجاد کنند و در نهایت همه از سود آن بهره مند شوند.

پیچیدگی یا نوع سیستم هایی که این شیوه ها به آن ها اعمال می شود، فاکتور چندان مهمی نیست. مادامی که معماری نرم افزار با در نظر گرفتن قابلیت تست و قابلیت استقرار ایجاد شود، امکان افزایش کارایی بیشتر می شود.

در گزارش “2015 State of DevOps Report” به چند نکته کلیدی اشاره شده که نشان می دهد تیم هایی با رویکرد Devops نسبت به رقیبانشان، از کارایی بالایی برخوردار بودند.

  • 30 برابر استقرار کدهای نرم افزاری بیشتر است
  •  200 برابر استقرار نرم افزار سریعتر است
  • پایداری سیستم بیشتر شده است
  • 60 درصد شکست های (failure) کمتری دارند
  • 168 برابر سریعتر می توانند بعد از مشکلات، بهبود یابند (MTTR)

فکر میکنم شما هم موافق باشید که این افزایش قابل ملاحظه ای در عملکرد تیم ها است!

9. خلاقیت و نوآوری | Innovation & Creativity

[عکس خلاقیت و نوآوری]

همانطور که در بالا اشاره شد، معرفی ادغام مستمر/یکپارچه سازی مستمر/CI، استاندارد سازی محیط های تولید و استقرارهای خودکار/CD، کارشناسان را قادر می سازد تا بر جنبه های مبتکرانه و خلاقانه تر نقش شان بیشتر تمرکز داشته باشند. زمان و منابع بیشتری که صرف آزمایش و نوآوری می شود، به تیم ها امکان توسعه و انتشار نرم افزارهای بهبود یافته را داده و این امر مستقیما به رسیدن به اهداف بیزنسی ترجمه می شود. محیط و فرهنگی که DevOps به ایجاد و پرورش آن کمک می کند، به درک عمیق تر و پیاده سازی به-روش ها کمک می کند.

10. رضایت شغلی | Job Satisfaction

[عکس رضایت شغلی]
به عنوان یک مهندس DevOps کاملا متعهد، می توانم با توجه به تجربیاتم به شما بگویم که کار کردن در یک محیط مشارکتی و چند مهارتی عامل بزرگی در زمینه رضایت شغلی است. من در نقشم به عنوان سرپرست توسعه دهنده‌ی اپلیکیشن های وب، تمامی جوانب چرخه عمر محصول را مدیریت می کنم از مدیریت پیکربندی و زیرساخت گرفته تا توسعه، تست، اتوماسیون و استقرار. توانایی تشخیص مشکلات سرور، همزمان با دارا بودن مجموعه مهارت های لازم برای پیاده سازی اصطلاحات، سرمایه ای ارزشمند برای ما است.

اما دلیل اهمیت رضایت شغلی چیست؟
طبق گزارش سال 2014 Sate of DevOps “رضایت شغلی عامل شماره یک پیش بینی عملکرد (کارایی) سازمانی است.” یعنی رضایت اعضای تیم در انجام نقش شان عامل بسیار مهمی در افزایش کارایی شرکتی است.
شیوه ها و فرهنگ DevOps رضایت کارمندان را افزایش می دهد و این امر منجر به نتایج شغلی بهتر می شود.

11. شکست های کمتر | Fewer Failures

[عکس شکست های کمتر]
داده های گزارش سال 2014 State of DevOps نشان داد که سازمان هایی که عملکرد خوبی دارند تعداد شکست هایشان (خرابی هایشان) 50 درصد کمتر است. این روند ادامه پیدا کرد و گزارش سال 2015 نشان داد که سازمان هایی که طرزتفکر و فرهنگ DevOps را اتخاذ کرده اند نسبت به آن هایی که رویکرد DevOps را پیاده سازی نکرده اند 60 برابر کمتر دچار شکست (خرابی) می شوند. این اطلاعات بسیار واضح هستند و مزایای عظیم DevOps را به عنوان یک طرز تفکر و فرهنگ برای مشاغل و البته افراد، مشخص کردند. شکست کمتر به معنی زمان بیشتر عملکرد سرویس و نیاز به منابع کمتر برای حل مشکلات است؛ در نتیجه به شما امکان می دهد که تمرکز بیشتری بر بهبودهای بیشتر و ابتکارات خلاقانه داشته باشید.

منبع: متن فوق برگرفته از سایت purplegriffon می باشد.

نتیجه گیری

امیدوارم که توانسته باشم مزایای یک رویکرد DevOps را مشخص کرده باشم. فرهنگ فناوری اطلاعات مدام در حال تغییر است و روش های سنتی مدیریتِ انتشار محصولات، اغلب ناکارآمد، هزینه بر و زیانبخش هستند.
شاید کلمه DevOps، واژه‌ای باشد که تازه باب شده است ولی قرار است ماندگار شود و در حال متحول کردن صنعت فناوری اطلاعات است.
افزایش کارایی، کاهش هزینه ها و تولید نرم افزار بهتری که شکست های (failure) کمتری داشته باشد مواردی هستند که تمام فروشنده های حوزه فناوری اطلاعات باید سعی به دستیابی به آن‌ها داشته باشند. با استفاده از یک رویکرد DevOps این موارد قابل دستیابی تر هستند.
برای کسب اطلاعات بیشتر درباره DevOps و اینکه سازمان شما چطور می تواند تغییری فرهنگی به سمت پیاده سازی بهترین روش های DevOps داشته باشد با ما در ارتباط باشید.

Share Button

استراتژی استقرار نرم افزار | Software Deployment Strategy

Software Deployment Strategy

در این مطلب به ابتدا به تعریف استراتژی (Strategy)، استقرار نرم افزار (Software Deployment) اشاره شده و در ادامه دو تا از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار معرفی و بررسی شده است.

در این صفحه به مطالب زیر می پردازیم :

 

در مطلب بعدی موارد زیر معرفی و بررسی خواهند شد

  • استراتژی های پیشرفته استقرار نرم افزار
    • Canary Deployment Strategy
    • Blue-Green Deployment Strategy
    • Dark Launch Strategy
    • A/B Deployment Strategy

استراتژی چیست ؟ | What is Strategy ?

تعاریف مختلفی از استراتژی وجود دارد اما به نظرم سه تعریف زیر در کنار هم دید خوبی از مفهوم استراتژی به ما می دهد.

  1. استراتژی یعنی یک برنامه کلان برای رسیدن به یک یا چند هدف در شرایط غیر قطعی (ویکی پدیا)
  2. استراتژی داشتن یعنی اینکه وقتی مجموعه ی تصمیم هایمان دیده می شود، بتوان الگوی خاصی را در آن ها مشاهده کرد. (هنری مینتزبرگ)
  3. استراتژی یعنی کاری که دیگران انجام می دهند را با منابع کمتر (کاراتر) انجام دهیم و کارهایی انجام دهیم که هیچ کس غیر از ما انجام نمی دهد. (مایکل پورتر)

همانطور که از تعاریف مشخص است، استراتژی برنامه ای با جزئیات دقیق و کاملا قابل پیش بینی نیست. تاکید یک استراتژی خوب بر آن است که در برخی از توانایی های رقابتی خاص پیشرفت حاصل شود. برای دستیابی و رسیدن به اهداف یک استراتژی، نیاز است برنامه هایی (Plans) قابل پیش بینی و با جزئیات، تعریف و اجرا شود.

دیپلویمنت چیست ؟ | What is Deployment ?

دیپلویمنت یعنی گسترش دادن، استفاده، یا سازماندهی برای رسیدن آگاهانه به یک هدف. (Merrian Webster – Definition of Deploy)

استقرار نرم افزار چیست ؟ | What is Software Deployment ?

Software Deployment یا استقرار نرم افزار شامل تمام فعالیت هایی است که یک نرم افزار را برای استفاده ی کاربران نهایی آماده می کند. از آنجایی که هر سیستم نرم افزاری شرایط و ویژگی های منحصر به فردی دارد، فرایند ها و روش های استقرار آن باید به طور خاص و دقیق برای همان سیستم تعریف شود. بنابراین استقرار نرم افزار، یک فرایند کلی است که باید با توجه به شرایط و خصوصیات هر سیستم نرم افزاری به صورت دقیق تعریف شود. (ویکی پدیا)

(در ادامه ی این متن، از واژه ی “استقرار” به جای “Software Deployment” یا “استقرار نرم افزار” استفاده شده است.)

استراتژی استقرار نرم افزار چیست ؟ | What is Software Deployment Strategy ؟

Software Deployment Strategy یا استراتژی استقرار نرم افزار، یک استراتژی در جهت گسترش، استفاده، و یا سازماندهی، برای استقرار به صورت آگاهانه است. به عبارت ساده تر فرایندی است که نحوه ی استقرار و پیکربندی اپلیکیشن و سرورها را مشخص می کند. هر اپلیکیشن یا سرور برای استقرار، نیازمندی ها و ملاحظات متفاوتی دارد که برای انجام آن باید از یک استراتژی مناسب استفاده کرد. از جمله این نیازمندی ها می توان به دسترس پذیری اپلیکیشن، مدت زمان استقرار و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد.

در گذشته های نه چندان دور، استقرار اپلیکیشن شامل انتقال فایل ها از طریق Ftp به سرور و اعمال یک سری تنظیمات و پیکربندی به صورت دستی و غیر اتوماتیک در آن بود. با گذشت زمان و تکامل اپلیکیشن ها و همچنین اپلیکیشن-سرورها، روش های استقرار و انتشار نرم افزار هم کامل تر و متنوع تر شدند. با این وجود هنوز بسیاری از تولید کنندگان نرم افزار، از روش های قدیمی و منسوخ شده برای استقرار استفاده می کنند که معایب زیادی به همراه دارد.

اهداف استراتژی های استقرار نرم افزار کدامند ؟

از جمله اهدافی که استراتژی های استقرار به دنبال دستیابی به آن ها هستند، می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. به حداقل رساندن DownTime یا به صفر رساندن آن
  2. کاهش ریسک ناشی از استقرار
  3. کاهش ریسک عملیاتی کردن نسخه ی جدید
  4. شناسایی سریع مشکلات نسخه ی جدید بعد از عملیاتی شدن
  5. سرعت بخشیدن به امکان Rollback به نسخه ی قبلی

معایب استقرار به روش های قدیمی چیست ؟

استفاده از روش های استقرار قدیمی و غیر اتوماتیک در نگهداری سرور ها و استفاده از آن ها برای مدت زمان طولانی (چندین ماه یا چند سال) باعث مشکلات زیادی می شود. حتی اگر شما تمامی patch ها و update ها را به درستی روی سرور و اپلیکیشن نصب کرده باشید، بعد از مدتی با یک سرور حساس و شکننده با پیکربندی منحصر به فرد مواجه خواهید شد که نمی توانید آن را تعویض کنید یا سروری مشابه آن ایجاد کنید. (به چنین سروهایی در اصطلاح “Snowflake Servers” می گویند). دلایل مختلفی وجود دارد که نیاز می شود یک سرور جدید راه اندازی کنید، از جمله تغییر دیتاسنتر، اضافه کردن سرورهای fail-over، اضافه کردن سرور برای مقیاس پذیری بیشتر، مشکلات امنیتی و … که در چنین شرایطی امکان آن وجود نخواهد داشت یا با ریسک بسیار بالا و صرف زمان زیادی همراه خواهد بود.

رانش پیکربندی چیست ؟ | What is Configuratoin Drift ؟

از اصطلاح Configuration Drift یا “رانش پیکربندی” مواقعی استفاده می شود که تغییرات پیکربندی به صورت موردی، با توجه کم و بدون مستند سازی روی سرورها اعمال می شود عملا سرور را به یک سرور منحصر به فرد تبدیل می کند که محدودیت ها و مشکلاتی را به همراه خود دارد.

برخی از این مشکلات که در بالا اشاره شد، با به کار گیری ابزارهای مدیریت پیکربندی نظیر Chef و Puppet و Ansible برطرف می شوند. اگر پیکربندی ها با استفاده از این ابزارها انجام شود، از پدیده ی Configuration Drift جلوگیری می شود. اما نکته ی مهم این است که در این روش تنها پیکربندی هایی که صراحتا از طریق ابزار اعمال شده انجام خواهد شد و اگر مواردی خارج از آن به محیط یا سرور اعمال شود، ابزار مطلع نمی شود.

Immutable Server چیست ؟

استراتژی ای وجود دارد که در آن به صورت دوره ای سرورها را حذف مب کنند و یک سرور جدید به جای آن ایجاد می کنند و با استفاده از ابزارهایی که در بالا معرفی شد، به صورت اتوماتیک، پیکربندی می کنند. این کار باعث جلوگیری از Configuration Drift می شود. با این روش، با هر تغییر در پیکربندی، بلافاصله قادر به راه اندازی یک سرور جدید خواهیم بود. این استراتژی با نام Immutable Server شناخته می شود از رانش پیکربندی و Snowflake Server ها جلوگیری می کند. از این استراتژی می توان در کنار  Recreate Deployment Strategy که در ادامه توضیح خواهم داد استفاده کرد.

انواع استراتژی استقرار نرم افزار | Deployment Strategies

در ادامه به معرفی استراتژی های پایه استقرار نرم افزار می پردازیم. در مطلب بعدی “استراتژی های پیشرفته استقرار نرم افزار” را بررسی خواهم کرد. لازم به ذکر است که این استراتژی ها را می توان با هم ترکیب کرد و استراتژی جدیدی ایجاد کرد. در ادامه مطالب زیر بررسی خواهد شد :

Recreate Strategy | Recreate Deployment

استراتژی Recreate Deployment یکی از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار می باشد. روش انجام این استراتژی دقیقا شبیه به زمانی است که یک اپلیکیشن برای اولین بار نصب و راه اندازی می شود. همه چیز مرحله به مرحله و از ابتدا باید انجام شود. همچنین نیازی نیست که کدهای جدید و قدیم در کنار هم کار کنند.

این استراتژی به دلیل اینکه در یک بازه زمانی هیچ نمونه ای از اپلیکیشن در حال اجرا و سرویس دهی نیست، منجر به DownTime خواهد شد. درنتیجه برای محیط های عملیاتی مناسب نیست.

چه موقع از Recreate Deployment استفاده کنیم ؟

  • زمانی که قبل از راه اندازی نسخه ی جدید، نیاز است یک مهاجرت ( Migration ) در سطح دیتا یا سرور انجام شود
  • زمانی که نیازی نیست تا نسخه های جدید و قدیم اپلیکیشن به طور همزمان با هم کار کنند
  • زمانی که از یک RWO volume ای استفاده می کنید که قابلیت به اشتراک گذاری بین چند نسخه را ندارد [openshift.org]

مثال: در شکل زیر مراحل انجام این روش برای محیطی با سه نود نمایش داده شده است.

مرحله اول: قبل از شروع کار، ترافیک به سرور که نسخه ی قدیمی اپلیکیشن را دارد، هدایت می شود.

مرحله دوم: تمامی نود ها از مدار خارج می شود و دیگر ترافیک عملیاتی به سمت آن هدایت نمی شود و سپس به روزرسانی می شوند. در این زمان DownTime خواهیم داشت.

مرحله سوم: همه ی نودها به روزرسانی شده اند و به مدار باز میگردند.

 

Recreate Deployment Strategy

 


Rolling Strategy | Rolling Deployment

Rolling Deployment یکی دیگر از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار است و هدف آن به حداقل رساندن یا حذف DownTime و کم کردن ریسک های وابسته به استقرار می باشد. Rolling Deployment برای محیط هایی عملیاتی که نیاز است به روزرسانی در آن ها بدون DownTime انجام شود، مناسب است. این استراتژی معمولا در محیط هایی با تعداد نود(سرور)های زیاد به کار گرفته می شود و برخلاف برخی دیگر از استراتژی ها نیاز به منابع اضافه ندارد و با استفاده از سرورها و منابع جاری قابل اجرا است.

روش انجام Rolling Deployment : در این روش یکی از (یک گروه از) نودها از دسترس خارج شده و نسخه ی جدید اپلیکیشن با نسخه ی قبلی جایگزین می شود، سپس ترافیک عملیات به آن هدایت می شود و نوبت به نود بعدی می رسد. این کار تا به روزرسانی همه ی نود ها ادامه می یابد.

مثال: در شکل زیر مراحل انجام این استراتژی برای محیطی با سه نود (سرور) نشان داده شده است. این مثال یک محیطی با عملیاتی است که ترافیک ورودی توسط یک Router یا Load-Balancer به سرورهای مشابه هدایت می شوند.

مرحله صفر : قبل از شروع کار، ترافیک به هر سه سرور که نسخه ی قدیمی اپلیکیشن را هاست کرده اند، هدایت می شود.

rolling deployment strategy 0

مرحله اول: یکی از نود ها از مدار خارج می شود و از آن پس ترافیک عملیاتی به سمت آن هدایت نمی شود. در همین حین نودی که از مدار خارج شده، به روزرسانی می شود.
rolling deployment strategy 1

مرحله دوم: نودی که به روزرسانی شده به مدار باز میگردد و نود دیگری از مدار خارج و به روزرسانی می شود.
rolling deployment strategy 2

مرحله سوم: مرحله دوم برای تمامی نودهای باقیمانده (در اینجا یک نود) تکرار می شود.

rolling deployment strategy 3

مرحله چهارم: در این مرحله تمامی نودها به مدار بازگشته و ترافیک به آن ها هدایت می شود.

rolling deployment strategy 4

چه موقع از Rolling Deployment استفاده کنیم ؟

  • زمانی که میخواهیم در حین استقرار یا به روزرسانی اپلیکیشن، DownTime نداشته باشیم
  • زمانی که اپلیکیشن می تواند به طور همزمان با نسخه ی جدید و قدیم کار کند

استفاده از این روش به این معنی است که اپلیکیشن  باید بتواند با نسخه ی قدیم و جدید به طور همزمان کار کند. در این روش ممکن است دیتایی توسط نسخه ی جدید ذخیره شود و توسط نسخه ی قدیمی خوانده شود (و بالعکس). در نتیجه اپلیکیشن باید به گونه ای طراحی شده باشد تا بدون اینکه مشکلی پیش بیاید این کار را انجام دهد. این موضوع در جاهای مختلفی باید رعایت شود، از جمله برای دیتاهایی که در فایل ذخیره می شوند، دیتاهایی که در پایگاه داده ذخیره می شوند، دیتاهایی که به طور موقت در cache ذخیره می شوند، یا دیتاهایی که سمت کلاینت و در مرورگر کاربران ذخیره می شوند. نکته ای بسیار مهم که در به کارگیری این روش وجود دارد این است که اپلیکیشن برای این کار تست باید طراحی و تست شده باشد.


جمع بندی

در این مطلب راجع به مفهوم استراتژی و استراتژی های استقرار نرم افزار صحبت کردیم، در ادامه به برخی از اهداف و چالش ها در این زمینه اشاره کردیم و دو تا از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار به نام های Recreate و Rolling را با ذکر مثال شرح دادیم. همچنین مواقعی که می توان از این استراتژی ها استفاده کرد را شمردیم.

امیدوارم این مطب مورد استفاده شما دوستان واقع شده باشه. در مطلب بعدی که سعی میکنم کمتر از یک هفته دیگه منتشر کنم، استراتژی های پیشرفته ی استقرار نرم افزار که در Continuous Deployment و DevOps کاربرد دارند را بررسی خواهم کرد.

Share Button