استراتژی پیشرفته استقرار نرم افزار | Advanced Software Deployment Strategy

Software Deployment Strategy Adv.

در این مطلب قصد دارم به استراتژی های پیشرفته ی استقرار نرم افزار که در Continuous Deployment و DevOps کاربرد فراوانی دارند، بپردازم. در پست قبلی به تعریف استراتژی و استراتژی استقرار نرم افزار پرداختیم، همچنین دو تا از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار (Recreate Deployment و Rolling Deployment) را معرفی و بررسی کردیم.

Blue-Green Deployment Strategy

Blue-Green Deployment یکی دیگر از استراتژی های استقرار است که به طور خلاصه شامل نگه داشتن همزمان دو نسخه از سرویس در محیط عملیاتی می شود که ریسک انتشار را به شدت کم می کند. نسخه قبلی (Blue) و نسخه ای که جدیدا منتشر شده و در دسترس قرار گرفته (Green). این روش معمولا از یک load balancer برای هدایت ترافیک به نسخه ی green می شود. اگر Monitoring یک رخداد (Incident) را شناسایی کرد، ترافیک به طور اتوماتیک به نسخه ی قبلی یعنی blue هدایت خواهد شد.

هدف Blue-Green Deployment ، حذف DownTime و کاهش ریسک های ناشی از Deployment وامکان Rollback بسیار سریع است.

روش انجام Blue-Green Deployment: در این روش علاوه بر محیط عملیاتی (سبز)، یک محیط کاملا مشابه اما جداگانه وجود دارد(آبی). نسخه ی قدیم اپلیکیشن در محیط سبز نصب شده و 100% از ترافیک عملیاتی به این محیط هدایت می شود. نسخه ی جدید اپلیکیشن روی محیط آبی نصب، راه اندازی و تست می شود، سپس در یک لحظه 100% از ترافیک عملیاتی به محیط آبی هدایت می شود. در این روش در هر زمان تنها یکی از نسخه ها عملیاتی است و نسخه ی دیگر غیر فعال است.

امکان Rollback در این روش بسیار سریع خواهد بود. همچنین قبل از عملیاتی شدن نسخه ی جدید برای کاربران، این فرصت ایجاد می شود تا از عملکرد صحیح اپلیکیشن و استقرار آن مطمئن شویم. بدین ترتیب ریسک حاصل از دیپلویمنت و نسخه ی جدید به شدت کم خواهد شد.

مثال: شکل زیر نشان دهنده ی این استراتژی به صورت کلی است.
مرحله اول: 100% ترافیک عملیاتی به محیط آبی که نسخه ی قدیمی در آن نصب شده هدایت می شود و نسخه ی جدید در محیط آبی نصب و راه اندازی می شود.Blue Green Deployment Strategy 01
مرحله دوم: بعد از راه اندازی کامل نسخه ی جدید در محیط آبی، 100% ترافیک عملیاتی به محیط آبی هدایت می شود.Blue Green Deployment Strategy 02


استراتژی قناری | Canary Deployment Strategy

انتخاب این نام از داستان “قناری در معدن زغال سنگ” گرفته شده است. در گذشته معدنچیان با خود یک قناری در قفس به معدن می بردند، در چنین شرایطی اگر میزان گازهای سمی (متان یا مونو اکسید کربن) در معدن به حدی برسد که برای انسان خطر جدی ایجاد کند، قناری جان خود را از دست می داد و بدین ترتیب معدن چیان از وجود گازهای سمی باخبر می شدند.

روش انجام Canary Deployment: در استراتژی استقرار به روش قناری، نسخه ی جدید اپلیکیشن روی تعداد کمی از نودهای عملیاتی منتشر می شود و درصد کمی از ترافیک عملیاتی به نسخه ی جدید هدایت می شود. در این روش دو نسخه قدیم و جدید به طور همزمان عملیاتی هستند. نسخه ی جدید، نقش یک قناری را بازی می کند تا بدون اینکه ریسکی متوجه اکثریت کاربران شود، متوجه شویم که وضعیت در عملیات چطور خواهد بود (از نظر integration با سایر اپلیکیشن ها، CPU، Mamory، disk Usage و …). در صورت رضایت بخش بودن می توان سایر نود ها را هم به روزرسانی کرد، در غیر اینصورت می توان تصمیم به fail کردن استقرار یا Rollback گرفت.

استراتژی قناری بر اساس این واقعیت به وجود آمده است که با وجود همه ی تست هایی که در محیط های قبلی انجام شده، باز هم ممکن است تعدادی باگ ها به عملیات منتقل شود. در این صورت و با استفاده از این روش، تعداد کمتری از کاربران با باگ مواجه می شوند و با دریافت سریع بازخوردها می توان تصمیم به Fail کردن استقرار یا Rollback گرفت تا برای اکثریت کاربران ریسکی ایجاد نشود.

canary-deployment-strategy

 


Dark Launch Strategy

Dark launching فرایندی است که در آن Featureهای جدید نرم افزار به نحوی تدریجی یا مخفیانه ریلیز می شود و در یک زمان مشخص، یا برای گروه های کاربری مشخصی، فعال و قابل استفاده می شود. با این روش می توان بازخورد بخشی از کاربران را دریافت کرد و در محیط عملیاتی بدون اینکه اکثر کاربران تحت تاثیر قرار گیرند، Performance Test انجام داد. با این روش دیگر نیازی نیست که انتشار Feature های تکمیل شده به دلیل یک یا چند Feature تکمیل نشده به تعویق بیافتد و می توان کدهای تکمیل نشده را (با در نظر گرفتن ملاحظاتی) بدون تاثیر در عملکرد کلی اپلیکیشن منتشر کرد.

روش انجام Dark Launch Strategy: این کار با به کارگیری یک تکنیک در توسعه نرم افزار به نام Feature Flag یا Feature Toggle انجام می شود. در این تکنیک، پیکربندی هایی برای هر Feature یا مجموعه ای از آن ها افزوده می شود، همچنین تکه کدهایی در ابتدای هر ویژگی استفاده می شود که با توجه به پیکربندی، آن ویژگی را در زمان خاصی، یا برای گروهی از کاربران فعال می کند.

Google، Facebook، و بسیاری از غول های فناوری اطلاعات برای ریلیز تدریجی و تست ویژگی های جدید توسط گروه کوچکی از کاربرانشان، از Dark Launching استفاده می کنند. بدین ترتیب قبل از ریلیز عمومی، این فرصت را پیدا می کنند تا میزان علاقه ی کاربران را شناسایی کنند و همچنین تاثیر تغییرات جدید را روی کارایی کل سیستم اندازه گیری کنند. ابزاری که Facebook برای این کار استفاده می کند، “Gatekeeper” نام دارد.


A/B Deployment Strategy

به این معنی است که دو (یا چند) نسخه مختلف از اپلیکیشن/کانفیگ به طور همزمان به منظور تست در حال اجرا باشند. آسان ترین راه استفاده از این روش، تقسیم ترافیک عملیاتی بین دو شاخه همگن (شاخه A و شاخه B) می باشد به طوری که در شاخه A، نسخه ی یکسانی از اپلیکیشن و کانفیگ ها وجود داشته (نسخه A) باشد و در نودهای شاخه ی دیگر، یک نسخه ی دیگر (نسخه B).

یک مثال پیچیده تر شامل یک proxy یا load-balancer تخصصی که ترافیک را بر اساس کاربران یا اپلیکیشن ها بین شاخه های A و B تقسیم می کند. تمامی تستر ها به شاخه B هدایت می شوند و سایر کاربران به شاخه A.

A/B Deployment می تواند به عنوان A/B Testing در نظر گرفته شود، اگر چه یک استقرار A/B نشان دهنده چندین نسخه از کد و پیکربندی است، در صورتی که A/B Testing اعلب از یک کد با چک های خاص برنامه تشکیل شده است.

چه موقع از A/B Deployment استفاده کنیم ؟

  • زمانی که لازم می خواهیم چند نسخه از اپلیکیشن و کانفیگ را به طور همزمان تست کنیم اما اولویت بندی مشخصی برای نسخه ها نداریم.
  • زمانی که می خواهیم اپلیکیشن را با کانفیگ های مختلف برای مناطق مختلف اجرا کنیم.


Share Button

استراتژی استقرار نرم افزار | Software Deployment Strategy

Software Deployment Strategy

در این مطلب به ابتدا به تعریف استراتژی (Strategy)، استقرار نرم افزار (Software Deployment) اشاره شده و در ادامه دو تا از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار معرفی و بررسی شده است.

در این صفحه به مطالب زیر می پردازیم :

 

در مطلب بعدی موارد زیر معرفی و بررسی خواهند شد

  • استراتژی های پیشرفته استقرار نرم افزار
    • Canary Deployment Strategy
    • Blue-Green Deployment Strategy
    • Dark Launch Strategy
    • A/B Deployment Strategy

استراتژی چیست ؟ | What is Strategy ?

تعاریف مختلفی از استراتژی وجود دارد اما به نظرم سه تعریف زیر در کنار هم دید خوبی از مفهوم استراتژی به ما می دهد.

  1. استراتژی یعنی یک برنامه کلان برای رسیدن به یک یا چند هدف در شرایط غیر قطعی (ویکی پدیا)
  2. استراتژی داشتن یعنی اینکه وقتی مجموعه ی تصمیم هایمان دیده می شود، بتوان الگوی خاصی را در آن ها مشاهده کرد. (هنری مینتزبرگ)
  3. استراتژی یعنی کاری که دیگران انجام می دهند را با منابع کمتر (کاراتر) انجام دهیم و کارهایی انجام دهیم که هیچ کس غیر از ما انجام نمی دهد. (مایکل پورتر)

همانطور که از تعاریف مشخص است، استراتژی برنامه ای با جزئیات دقیق و کاملا قابل پیش بینی نیست. تاکید یک استراتژی خوب بر آن است که در برخی از توانایی های رقابتی خاص پیشرفت حاصل شود. برای دستیابی و رسیدن به اهداف یک استراتژی، نیاز است برنامه هایی (Plans) قابل پیش بینی و با جزئیات، تعریف و اجرا شود.

دیپلویمنت چیست ؟ | What is Deployment ?

دیپلویمنت یعنی گسترش دادن، استفاده، یا سازماندهی برای رسیدن آگاهانه به یک هدف. (Merrian Webster – Definition of Deploy)

استقرار نرم افزار چیست ؟ | What is Software Deployment ?

Software Deployment یا استقرار نرم افزار شامل تمام فعالیت هایی است که یک نرم افزار را برای استفاده ی کاربران نهایی آماده می کند. از آنجایی که هر سیستم نرم افزاری شرایط و ویژگی های منحصر به فردی دارد، فرایند ها و روش های استقرار آن باید به طور خاص و دقیق برای همان سیستم تعریف شود. بنابراین استقرار نرم افزار، یک فرایند کلی است که باید با توجه به شرایط و خصوصیات هر سیستم نرم افزاری به صورت دقیق تعریف شود. (ویکی پدیا)

(در ادامه ی این متن، از واژه ی “استقرار” به جای “Software Deployment” یا “استقرار نرم افزار” استفاده شده است.)

استراتژی استقرار نرم افزار چیست ؟ | What is Software Deployment Strategy ؟

Software Deployment Strategy یا استراتژی استقرار نرم افزار، یک استراتژی در جهت گسترش، استفاده، و یا سازماندهی، برای استقرار به صورت آگاهانه است. به عبارت ساده تر فرایندی است که نحوه ی استقرار و پیکربندی اپلیکیشن و سرورها را مشخص می کند. هر اپلیکیشن یا سرور برای استقرار، نیازمندی ها و ملاحظات متفاوتی دارد که برای انجام آن باید از یک استراتژی مناسب استفاده کرد. از جمله این نیازمندی ها می توان به دسترس پذیری اپلیکیشن، مدت زمان استقرار و بسیاری موارد دیگر اشاره کرد.

در گذشته های نه چندان دور، استقرار اپلیکیشن شامل انتقال فایل ها از طریق Ftp به سرور و اعمال یک سری تنظیمات و پیکربندی به صورت دستی و غیر اتوماتیک در آن بود. با گذشت زمان و تکامل اپلیکیشن ها و همچنین اپلیکیشن-سرورها، روش های استقرار و انتشار نرم افزار هم کامل تر و متنوع تر شدند. با این وجود هنوز بسیاری از تولید کنندگان نرم افزار، از روش های قدیمی و منسوخ شده برای استقرار استفاده می کنند که معایب زیادی به همراه دارد.

اهداف استراتژی های استقرار نرم افزار کدامند ؟

از جمله اهدافی که استراتژی های استقرار به دنبال دستیابی به آن ها هستند، می توان به این موارد اشاره کرد:

  1. به حداقل رساندن DownTime یا به صفر رساندن آن
  2. کاهش ریسک ناشی از استقرار
  3. کاهش ریسک عملیاتی کردن نسخه ی جدید
  4. شناسایی سریع مشکلات نسخه ی جدید بعد از عملیاتی شدن
  5. سرعت بخشیدن به امکان Rollback به نسخه ی قبلی

معایب استقرار به روش های قدیمی چیست ؟

استفاده از روش های استقرار قدیمی و غیر اتوماتیک در نگهداری سرور ها و استفاده از آن ها برای مدت زمان طولانی (چندین ماه یا چند سال) باعث مشکلات زیادی می شود. حتی اگر شما تمامی patch ها و update ها را به درستی روی سرور و اپلیکیشن نصب کرده باشید، بعد از مدتی با یک سرور حساس و شکننده با پیکربندی منحصر به فرد مواجه خواهید شد که نمی توانید آن را تعویض کنید یا سروری مشابه آن ایجاد کنید. (به چنین سروهایی در اصطلاح “Snowflake Servers” می گویند). دلایل مختلفی وجود دارد که نیاز می شود یک سرور جدید راه اندازی کنید، از جمله تغییر دیتاسنتر، اضافه کردن سرورهای fail-over، اضافه کردن سرور برای مقیاس پذیری بیشتر، مشکلات امنیتی و … که در چنین شرایطی امکان آن وجود نخواهد داشت یا با ریسک بسیار بالا و صرف زمان زیادی همراه خواهد بود.

رانش پیکربندی چیست ؟ | What is Configuratoin Drift ؟

از اصطلاح Configuration Drift یا “رانش پیکربندی” مواقعی استفاده می شود که تغییرات پیکربندی به صورت موردی، با توجه کم و بدون مستند سازی روی سرورها اعمال می شود عملا سرور را به یک سرور منحصر به فرد تبدیل می کند که محدودیت ها و مشکلاتی را به همراه خود دارد.

برخی از این مشکلات که در بالا اشاره شد، با به کار گیری ابزارهای مدیریت پیکربندی نظیر Chef و Puppet و Ansible برطرف می شوند. اگر پیکربندی ها با استفاده از این ابزارها انجام شود، از پدیده ی Configuration Drift جلوگیری می شود. اما نکته ی مهم این است که در این روش تنها پیکربندی هایی که صراحتا از طریق ابزار اعمال شده انجام خواهد شد و اگر مواردی خارج از آن به محیط یا سرور اعمال شود، ابزار مطلع نمی شود.

Immutable Server چیست ؟

استراتژی ای وجود دارد که در آن به صورت دوره ای سرورها را حذف مب کنند و یک سرور جدید به جای آن ایجاد می کنند و با استفاده از ابزارهایی که در بالا معرفی شد، به صورت اتوماتیک، پیکربندی می کنند. این کار باعث جلوگیری از Configuration Drift می شود. با این روش، با هر تغییر در پیکربندی، بلافاصله قادر به راه اندازی یک سرور جدید خواهیم بود. این استراتژی با نام Immutable Server شناخته می شود از رانش پیکربندی و Snowflake Server ها جلوگیری می کند. از این استراتژی می توان در کنار  Recreate Deployment Strategy که در ادامه توضیح خواهم داد استفاده کرد.

انواع استراتژی استقرار نرم افزار | Deployment Strategies

در ادامه به معرفی استراتژی های پایه استقرار نرم افزار می پردازیم. در مطلب بعدی “استراتژی های پیشرفته استقرار نرم افزار” را بررسی خواهم کرد. لازم به ذکر است که این استراتژی ها را می توان با هم ترکیب کرد و استراتژی جدیدی ایجاد کرد. در ادامه مطالب زیر بررسی خواهد شد :

Recreate Strategy | Recreate Deployment

استراتژی Recreate Deployment یکی از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار می باشد. روش انجام این استراتژی دقیقا شبیه به زمانی است که یک اپلیکیشن برای اولین بار نصب و راه اندازی می شود. همه چیز مرحله به مرحله و از ابتدا باید انجام شود. همچنین نیازی نیست که کدهای جدید و قدیم در کنار هم کار کنند.

این استراتژی به دلیل اینکه در یک بازه زمانی هیچ نمونه ای از اپلیکیشن در حال اجرا و سرویس دهی نیست، منجر به DownTime خواهد شد. درنتیجه برای محیط های عملیاتی مناسب نیست.

چه موقع از Recreate Deployment استفاده کنیم ؟

  • زمانی که قبل از راه اندازی نسخه ی جدید، نیاز است یک مهاجرت ( Migration ) در سطح دیتا یا سرور انجام شود
  • زمانی که نیازی نیست تا نسخه های جدید و قدیم اپلیکیشن به طور همزمان با هم کار کنند
  • زمانی که از یک RWO volume ای استفاده می کنید که قابلیت به اشتراک گذاری بین چند نسخه را ندارد [openshift.org]

مثال: در شکل زیر مراحل انجام این روش برای محیطی با سه نود نمایش داده شده است.

مرحله اول: قبل از شروع کار، ترافیک به سرور که نسخه ی قدیمی اپلیکیشن را دارد، هدایت می شود.

مرحله دوم: تمامی نود ها از مدار خارج می شود و دیگر ترافیک عملیاتی به سمت آن هدایت نمی شود و سپس به روزرسانی می شوند. در این زمان DownTime خواهیم داشت.

مرحله سوم: همه ی نودها به روزرسانی شده اند و به مدار باز میگردند.

 

Recreate Deployment Strategy

 


Rolling Strategy | Rolling Deployment

Rolling Deployment یکی دیگر از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار است و هدف آن به حداقل رساندن یا حذف DownTime و کم کردن ریسک های وابسته به استقرار می باشد. Rolling Deployment برای محیط هایی عملیاتی که نیاز است به روزرسانی در آن ها بدون DownTime انجام شود، مناسب است. این استراتژی معمولا در محیط هایی با تعداد نود(سرور)های زیاد به کار گرفته می شود و برخلاف برخی دیگر از استراتژی ها نیاز به منابع اضافه ندارد و با استفاده از سرورها و منابع جاری قابل اجرا است.

روش انجام Rolling Deployment : در این روش یکی از (یک گروه از) نودها از دسترس خارج شده و نسخه ی جدید اپلیکیشن با نسخه ی قبلی جایگزین می شود، سپس ترافیک عملیات به آن هدایت می شود و نوبت به نود بعدی می رسد. این کار تا به روزرسانی همه ی نود ها ادامه می یابد.

مثال: در شکل زیر مراحل انجام این استراتژی برای محیطی با سه نود (سرور) نشان داده شده است. این مثال یک محیطی با عملیاتی است که ترافیک ورودی توسط یک Router یا Load-Balancer به سرورهای مشابه هدایت می شوند.

مرحله صفر : قبل از شروع کار، ترافیک به هر سه سرور که نسخه ی قدیمی اپلیکیشن را هاست کرده اند، هدایت می شود.

rolling deployment strategy 0

مرحله اول: یکی از نود ها از مدار خارج می شود و از آن پس ترافیک عملیاتی به سمت آن هدایت نمی شود. در همین حین نودی که از مدار خارج شده، به روزرسانی می شود.
rolling deployment strategy 1

مرحله دوم: نودی که به روزرسانی شده به مدار باز میگردد و نود دیگری از مدار خارج و به روزرسانی می شود.
rolling deployment strategy 2

مرحله سوم: مرحله دوم برای تمامی نودهای باقیمانده (در اینجا یک نود) تکرار می شود.

rolling deployment strategy 3

مرحله چهارم: در این مرحله تمامی نودها به مدار بازگشته و ترافیک به آن ها هدایت می شود.

rolling deployment strategy 4

چه موقع از Rolling Deployment استفاده کنیم ؟

  • زمانی که میخواهیم در حین استقرار یا به روزرسانی اپلیکیشن، DownTime نداشته باشیم
  • زمانی که اپلیکیشن می تواند به طور همزمان با نسخه ی جدید و قدیم کار کند

استفاده از این روش به این معنی است که اپلیکیشن  باید بتواند با نسخه ی قدیم و جدید به طور همزمان کار کند. در این روش ممکن است دیتایی توسط نسخه ی جدید ذخیره شود و توسط نسخه ی قدیمی خوانده شود (و بالعکس). در نتیجه اپلیکیشن باید به گونه ای طراحی شده باشد تا بدون اینکه مشکلی پیش بیاید این کار را انجام دهد. این موضوع در جاهای مختلفی باید رعایت شود، از جمله برای دیتاهایی که در فایل ذخیره می شوند، دیتاهایی که در پایگاه داده ذخیره می شوند، دیتاهایی که به طور موقت در cache ذخیره می شوند، یا دیتاهایی که سمت کلاینت و در مرورگر کاربران ذخیره می شوند. نکته ای بسیار مهم که در به کارگیری این روش وجود دارد این است که اپلیکیشن برای این کار تست باید طراحی و تست شده باشد.


جمع بندی

در این مطلب راجع به مفهوم استراتژی و استراتژی های استقرار نرم افزار صحبت کردیم، در ادامه به برخی از اهداف و چالش ها در این زمینه اشاره کردیم و دو تا از استراتژی های پایه استقرار نرم افزار به نام های Recreate و Rolling را با ذکر مثال شرح دادیم. همچنین مواقعی که می توان از این استراتژی ها استفاده کرد را شمردیم.

امیدوارم این مطب مورد استفاده شما دوستان واقع شده باشه. در مطلب بعدی که سعی میکنم کمتر از یک هفته دیگه منتشر کنم، استراتژی های پیشرفته ی استقرار نرم افزار که در Continuous Deployment و DevOps کاربرد دارند را بررسی خواهم کرد.

Share Button

Continuous Delivery چیست ؟

Continuous Delivery چیست

Continuous Delivery یا (CD)، رویکردی در مهندسی نرم افزار است که تیم ها را قادر می سازد نرم افزار تولید شده را به روشی سریع و مطمئن برای انتشار و تحویل آماده کنند. این فرایند از لحظه اضافه شدن یا تغییر کد در source control شروع می شود و شامل بیلد، تست، پیکربندی و انتشار در محیط های مختلف تست و محیط عملیات می شود. این مفهوم در فارسی به “تحویل مداوم” یا “تحویل مستمر” ترجمه شده است.

به عبارت دیگر: Continuous Delivery توانایی اعمال تغییرات در محیط عملیات در هر لحظه با روشی سریع و مطمئن و به طور کاملا پایدار می باشد. این تغییرات شامل همه انواع آن از جمله تغییرات پیکربندی در نرم افزار، زیرساخت و پلتفرم، افرودن ویژگی های جدید، رفع باگ و خطا ها می شود.

به وسیله محیط های تست مختلف، می توان یک Release Pipeline ایجاد کرد تا بتوان یک زیرساخت جدید را به طور اتوماتیک ایجاد کرد و نرم افزار را روی آن منتشر کرد. منظور از زیرساخت، سرور، سیستم عامل، سرویس دهنده ی وب، virtualization، شبکه و پیکربندی و تنظیمات آنها می باشد. به کمک این محیط های متوالی می توان فعالیت های طولانی Integration، تست عملکرد و تست های پذیرش نهایی را به تدریج انجام داد. فرایند Continuous Delivery در Release Pipeline با Continuous Integration شروع میشود و با انتشار و پایان تست در هر محیط، انتشار و تست در مرحله بعدی شروع می شود. مجموع این کارها به صورت حلقه های یک زنجیر در پشت سر هم قرار گرفته و فرایند Continuous Delivery را تشکیل می دهند.

ContinuousDelivery Process چیست

هدف Continuous Delivery چیست ؟

هدف CD این است که که انتشار و تحویل نرم افزار را به خصوص برای سیستم های توزیع شده در مقیاس بسیار بزرگ و محیط های عملیاتی پیچیده به یک فرایند روتین، ساده و قابل پیش بینی تبدیل کند. رسیدن به این هدف تنها در صورتی امکان پذیر است که کدهای نرم افزار همیشه در وضعیت آماده برای انتشار باشند، حتی در شرایطی که یک تیم با هزاران توسعه دهنده به طور روزانه در حال تغییر و به روزرسانی کد ها و نرم افزار هستند. به این ترتیب روش سنتی فازهای ادغام (Integration)، تست، پیکربندی و Hardening جای خود را به روش های اتوماتیک می دهد. همچنین زمان آماده شدن برای انتشار، زمان مهاجرت به محیطهای دیگر (Time to Remediate) و زمان برطرف کردن رخداد در محیط عملیات را کاهش (Time To Mitigate or time to remediate production incidents) می دهد.

تفاوت Continuous Delivery و Continuous Deployment چیست ؟

بسیاری از مواقع دو مفهوم Continuous Delivery و Continuous Deployment به اشتباه به جای هم استفاده می شوند اما تقاوت این دو چیست ؟ Continuous Deployment به این معنی است که هر تغییر در نرم افزار به طور اتوماتیک (یا بر طبق یک زمان بندی مشخص) در محیط عملیات منتشر شود. اما Continuous Delivery به این معنی است که هر تغییر در نرم افزار، آماده انتشار در هر محیطی باشد اما ممکن است تصمیم این باشد که منتشر نشود (معمولا به دلایل کسب و کاری). این محیط ها شامل محیط تست تیم توسعه، محیط تست تیم کنترل کیفیت و محیط عملیات و هر محیط دیگری می شود.

تفاوت Continuous Delivery و دواپس چیست ؟

این دو مفهوم از جهاتی به هم نزدیک هستند و اما تفاوت های بنیادی با هم دارند. دامنه ی DevOps بسیار گسترده تر از CD است و علاوه بر خودکارسازی فرایند تحویل نرم افزار، شامل تغییرات فرهنگی به خصوص ارتباط بین تیم های مختلفی که در جریان آماده سازی و تحویل محصول نرم افزاری (Software Delivery) هستند هم می شود. (از جمله تیم های توسعه، عملیات، تضمین کیفیت، مدیریت و … ) اما Continuous Delivery روشی است برای اتوماتیک سازی زنجیره تحویل محصول و بر این موضوع تمرکز دارد که فرایند های مرتبط در کنار هم طوری اجرا شود که منجر شود محصول نرم افزاری، سریعتر، امن تر و با تکرار بیشتری به دست مشتری برسد.

DevOps CD CI Agile چیست

در نبود Continuous Delivery …

در نبود CD، انتشار نرم افزار یک bottleneck برای تیم های “عملیات فناوری اطلاعات” و در نهایت برای محصول است. فرایند دستی و غیر اتوماتیک، باعث انتشارهای غیر قابل اتکا، با تاخیر و پر از خطا می شود. تیم های درگیر این موضوع معمولا به کارهای دستی که افراد انجام می دهند تکیه می کنند که باعث مشکلات جدی خواهد شد.

حداقل الزامات اجرای Continuous Delivery

برای راه اندازی و اجرای Continuous Delivery الزاماتی وجود دارد که در کمترین حالت می توان از دو مورد زیر نام برد

  • زیربنایی از تست ها که تا حد قابل قبولی خیال شما را از اینکه نرم افزار به درستی کار می کند، راحت کند و به شما اعتماد به نفس لازم را برای شروع استقرار بدهد
  • ابزارهای خودکارسازی (automation) و اسکریپت های لازم که به شما اطمینان دهد استقرار با موفقیت انجام خواهد شد و در صورت نیاز امکان Rollback وجود خواهد داشت

سخن آخر

در آخر باید این این نکته را اضافه کنم که فرایند Continuous Delivery و Infrastructure as Code و Monitoring به طور قابل ملاحظه ای مکمل یکدیگر هستند. Continuous Delivery برای کنترل تاثیر تغییرات در محیط عملیاتی از استراتژی های استقرار از جمله Blue-Green Deployment و همچنین تکنیک Feature Flags (یا Feature Toggles) نیز پشتیبانی می کند. (در آینده راجع به استراتژی های انتشار مطلبی خواهم نوشت)
امروزه ارزش هایی که CD برای سازمان ها ایجاد می کند، آن را به یک نیاز ضروری تبدیل کرده است. برای رساندن ارزش به مشتریان نهایی، باید محصول را به طور پیوسته و بدون خطا منتشر کرد. Release Pipeline های پیشرفته به توسعه دهندگان اجازه می دهد که feature های جدید را سریع و مطمئن منتشر کنند. با کمک CD، رفع خطاها در محیط عملیات و اضافه کردن ویژگی های جدید بسیار سریع تر و با اطمینان بالا انجام خواهد شد و به دست مشتری خواهد رسید.

Share Button